در دههی اخیر، روابط میان ایالاتمتحده امریکا و جمهوری خلق چین وارد مرحلهای از رقابت جیواستراتیژیک چندبعدی شده است؛ رقابتی که حوزههای اقتصادی، تجاری، امنیتی، تکنولوژیک، جیوپولیتیکی و حتی ایدئولوژیک را فراگرفته و تأثیر عمیقی بر آینده نظم بینالملل گذاشته است. این مقاله با هدف تحلیل ابعاد و روندهای تحولیافته این رقابت در بازهی زمانی ۲۰۱۵ تا۲۰۲۵ نگاشته شده و تلاش دارد به پرسش اصلی پاسخ دهد که ماهیت رقابت کنونی میان امریکا و چین چیست و این رقابت چه پیامدهایی برای ساختار و ثبات نظم بینالملل به همراه دارد؟ این تحقیق با روش توصیفی–تحلیلی انجام شده و دادهها از طریق منابع کتابخانهای، اسناد رسمی، و تحقیقهای معتبر گردآوری گردیده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رقابت دو کشور در این دوره ماهیتی پیچیده، چندسطحی و فزاینده داشته است. چین با اتکا بر رشد اقتصادی، توسعه تکنولوژیکی، تقویت قابلیتهای نظامی و طرحهایی چون «کمربند و راه» در تلاش بوده جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت بزرگ تثبیت کند. از سوی دیگر، ایالاتمتحده با اتخاذ سیاستهایی چون مهار منطقهای، گسترش اتحادهای امنیتی در شرق آسیا و هند–پاسیفیک، محدودسازی تکنالوژیکی، و فشارهای اقتصادی، در پی حفظ موقعیت هژمونیک خویش برآمده است. نتایج نشان میدهد که رقابت دو کشور در این دوره از یک رقابت محدود و مدیریتشده، به سطحی از رقابت آشکار و ساختاری ارتقا یافته و ابعادجیواستراتیژیکی آن بهطور چشمگیری برجسته شده است. این روند در صورت عدم مدیریت، میتواند به بیثباتیهای منطقهای، تشدید رقابتهای نیابتی و حتی احتمال درگیری در نقاط حساس منجر شود. با این حال، وابستگیهای متقابل اقتصادی، هزینههای بالای تقابل نظامی، و فشار افکار عمومی جهانی هنوز نقش مهمی در جلوگیری از تشدید بحران ایفا میکنند.
